گفتگویی میان دو نسل از معماران معاصر
عصر جمعه هفتم دی ماه ۱۴۰۳ نشست نامسابقه قرمز در استودیو هفت و هشت برگزار شد که با استقبال خوبی از طرح جامعه معماری روبرو گردید. برگزارکننده این نشست کانون معماران معاصربود.
نامسابقه قرمز نام رویدادی است که دومین دوره آن توسط کانون معماران معاصر برگزار می شود. دوره اول این رویداد دی ماه ۱۴۰2 برگزار شد. برگزارکنندگان این مسابقه هدف از برگزاری را افزایش قدرت تجربه گرایی و ستایش خلاقیت جسورانه می دانند.
استودیو نوآوری هفت و هشت در کارخانه نوآوری آزادی در نزدیکی میدان آزادی واقع شده است که خود بستری است برای ایده های نوآورانه در زمینه معماری که تلاش می کند دنیای آکادمیک را به صنعت پیوند دهد. به دلیل استقبال خوبی که از این نشست شده بود، مخاطبین در دو فضای مجزا ساماندهی شده بودند که در طبقه بالا محل برگزاری نشست بود و در طبقه پایین هم از طریق تصویری بخش عمده ای از مخاطبین شاهد این نشست بودند.
در ابتدای این نشست مهران خوشرو به عنوان یکی از برندگان دوره اول این رویداد به ارایه مفاهیم و معیارهایی از پنج پروژه پرداخت. او در ابتدا در ویدیوی کوتاهی روند بلعیده شدن شهر و رشد اندامهای سرطانی در آن توسط پدیده تراکم فروشی در دهه 1370 را به تصویر کشید. کاهش کیفیت زندگی مهمترین پیامد این تراکم فروشی در شهر بود. تراکمی که مثل یک سیال در حال پرکردن ظرف شهر بود و این ظرف در پیش چشمان ما سرریز شد که علاوه بر آسیبهای اجتماعی به منظر شهری نیز خلل وارد کرد. او علت این پدیده را خواست جریان قدرت و سرمایه از طریق تبلیغات می داند.
افزایش جمعیت در حالی که منابع ما محدود هست باعث ایجاد سوال در ذهن ما می شود که آیا ساختن همیشه مفید هست؟
منتقدین این جریان همیشه در عالم هنر به روشهای مختلفی اعتراض خود را به این روند نشان داده اند. مثل قطعه ۴:۳۳ اثر کیج که با سکوت این اعتراض را نشان داد و یا نقاشی های سفیدی که توسط هنرمندان در گالری ها به نمایش گذاشته می شد.
جان کیج در حال اجرای قطعه ۴:۳۳
ریموند آبراهام معمار معاصر اتریشی زیبایی را به امر ناساخته نسبت میدهد و در نمایشگاهی فضاهایی را به تصویر می کشد که هنوز به قید معماری در نیامده اند.
نمایشگاه ریموند آبراهام در وین اتریش
وی در ادامه جهان بینی خود را متاثر از بدبینی نسبت به این الگوی تراکم بیان می کند که باعث صرفه جویی و کم ساختن شده است. این خلاصه گی و صرفه جویی حتی در تعداد نیروی های همکار هم دیده می شود.
سایه بان بی ستون، ساختمان گندم، ساختمان اداری، ویلای درون و انبار سیستم پروژه هایی بودند که در این نشست توسط مهران خوشرو به آن پرداخته شد.
در پروژه سایه بان بی ستون استفاده از ضایعات فلزی و در پروژه ساختمان گندم استفاده از دورریز سبوس گندم، حفظ و بازسازی سازه موجود در پروژه ساختمان اداری، کمتر ساختن در پروژه ویلای درون و صرفه جویی در انرژی در پروژه انبار سیستم در راستای ایده صرفه جویی توضیح داده شد.
استفاده از ضایعات فلزی سایه بان بی ستون
استفاده از دورریز سبوس در پوشش دیوارها در پروژه ساختمان گندم
استفاده از سازه قدیمی در پروژه بازسازی ساختمان اداری
صرفه جویی در ساخت در پروژه ویلای درون
صرفه جویی در مصرف انرژی از طریق کم کردن هوای مورد نیاز برای تهویه در پروژه انبار سیستم
در ادامه نشست کامران افشار نادری ضمن تمجید از کیفیت پروژه ها، به بیان این نکته پرداخت که علاوه بر بیان دغدغه هایی چون تراکم، نظام سرمایه داری و یا مسایل شهری، آن چیزی که اهمیت بیشتری دارد نحوۀ برخورد با دغدغه هاست.
نقدی که افشارنادری به شیوه ارایه داشت این بود که نحوۀ ارایه بیشتر از نوع کارفرمایی و توجیهی بود تا توضیحی. وی با یادآوری پروژه کلیسای نامریی در بلژیک، پروژه سایه بان بی ستون را به نوعی مهندسی معکوسی از آن پروژه دانست.
افشار نادری در خطاب به خوشرو او را معمار خوبی دانست که نیازهای کارفرما را در نظر می گیرد، به زمینه حساس است. برای محیط زیست اهمیت قائل می شود و با آن مسئولانه برخورد می کند. شناخت خوبی از معماری جهان دارد و تکنولوژی هم در کارهای او موجود است.
در پروژه بازسازی ساختمان اداری، نمای مشبک پاسخ هوشمندانه است به محیط. محیطی که با اغتشاش بصری مانع خوانایی می شود. مانند یک توقف در همهمه موجود. واکنش نقادانه خوشرو به مسایلی مانند تراکم را ارزشمند می داند. به اعتقاد او برخورد استراتژیک مانند سبک سازی در پروژه بازسازی ساختمان اداری استراتژی کاملا درستی است.
افشار نادری پروژه های ارایه شده را تا حدی الهامبخش می داند که به مخاطب تلنگر می زند. ساختمان های اداری تا حدی هم شاخص و نشانه (Landmark) هستند.
پروژه ها زبان بین المللی و امروزی دارند. مانند هر پروژه خوب دیگری فرم کلی پروژه روی چند موضوع محوری شکل گرفته و بقیه موضوعات حول آن ساماندهی شده اند.
به لحاظ طراحی مهارت محسوسی وجود دارد و از لحاظ کارکرد و جزییات به درستی طراحی شده اند.
نکته ای که به نظر افشار نادری می تواند به آن بیشتر پرداخته شود نگرشی کلی به جایگاه یک معمار ایرانی در عرصه جهانی است. وی کارهای مهران خوشرو را از نظر زمینه در ایران پیشرو می داند. مثل توجه به بازیافت و یا کاهش ردپای کربن.
مقداری هم می توان به تجربه گرایی بیشتر در پروژه ها پرداخت و آینده نگرانه تر پروژه ها را طراحی کرد.
توجه به تاریخ و فرهنگ و ویژگی های متمایز کننده آن در معماری در یک چهارچوب معاصریت نکته ای است که میتوان در پروژه ها وارد کرد.
نکته آخر توجه بیش تر به اصالت (Authencity) در طراحی هست.
در ادامه مهران خوشرو خود را تشنه شنیدن نقدهای اینچنین دانست و از نگاه افشارنادری تقدیر نمود.
در قسمت بعدی برنامه که با طرح پرسش از سمت مخاطبان ادامه پیدا کرد، زوایای دیگری از پروژه ها و دیدگاههای مهران خوشرو مورد بحث قرار گرفت.
خوشرو علاقه به کار را عنصر تعیین کننده در انتخاب همکار می داند. در این مسیر که از جریان غالب فاصله گرفته می شود هم باید زمان بیشتری صرف شود و هم انرژی بیشتر. تنها راهی هم که منظره بهتری پیش روی معمار قرار گیرد این است که از مسیر خارج شود و این چیزی است که در انتخاب همکاران برای من مهم است.
مهران خوشرو معتقد است که وقتی دریک پروژه صحبت از طراحی فضاهای خالی به مثابه نساختن می شود باید اثبات این موضوع وجود داشته باشد که در مورد چه حجمی از ساختن صحبت می شود که صرف نظر از آن نساختن محسوب می شود. مثلا در مورد پروژه های شهری نقدی که به تراکم وارد شده بود، راجع به یک بستر ویلایی وارد نیست. چگونگی صرف نظر از مقداری که می توان ساخت می تواند ارزشمند باشد. چگونگی انجام این کار اثبات این موضوع است که آیا کیفیت تولید می شود یا خیر. بین دو ساخت و سازی که هر دو یک مقدار زیر بنا را اشغال می کنند کسی که از مقداری از ساخت و ساز صرف نظر می کند برای ایجاد کیفیت،تولید ارزش می کند. اینجا مرز فاصله گرفتن از پروژه هایی شبیه حیاط مرکزی است. لزوما هر فضای خالی به معنای نساختن نیست.
کامران افشار نادری در ادامه این بحث ادامه داد که اصولا آرشیتکتها برای ساختن فرا خوانده می شوند. این بحث جدیدی نیست ولی تخریب می تواند یک پروژه باشد. وی به پروژه ای اشاره می کند که خواست کارفرما ساختمانی پنج طبقه بود. ولی در نهایت به ساختمانی دو طبقه قانع شده بود. این اتفاق با هدف کاهش تراکم نبود. صرفا ایجاد ساختمان با کیفیت تر انگیزه معمار از کاهش طبقات بود که از لحاظ اقتصادی هم به نفع کارفرما شد. افشار نادری ایجاد وید معماری در ساختمان گندم را به سکوت مابین نتها تشبیه می کند که به قطعه موسیقایی کیفیت بهتری میبخشد.
مهران خوشرو معتقد است در ذات هر کار تجربه نشده ای آزمون و خطا وجود دارد. مثلا چالش اینکه در پروژه بازسازی ساختمان اداری، کارفرما نگرانی خود را بابت بسته بودن نما با تشبیه به قفس ابراز می دارد این یک ابراز نارضایتی است از نتیجه حاصله. به اعتقاد وی راهی نیست جز امتحان کردن. این از همان جنس خروج از مسیر است. این احساس می تواند شما را به محیط نا امنی انتقال دهد که در این کشتی افراد دیگری من جمله صاحب سرمایه وجود دارند. همیشه پایه ها و معیارهایی وجود دارد که حاصل مطالعات است. یک نفر باید حاضر باشد در نبود یک آزمایشگاه معماری این تجربه را بسازد. در همه جای دنیا یک ریسک مشترکی بین آرشیتکت و سازنده باید اتفاق بیفتد که شاید به شکست هم منتهی شود. ولی شکستی که با مطالعات قبلی به کار بهتری منجر می شود.
